![]() |
![]() |
|
| ... |
|
به رستگاري نور
نشسته در غروب طلوع يك خورشيد زمين هر صبحگاه خبر از صبح ديگر داد خبر...از انتشار قبيله نور تا بر اندازد به نيش تاب خرد هزار پرده ترديد... هزار ها نيرنگ به فصل ظهور نسيم درون پنجره ها هزار قاصدك.. اسير زمزمه اند هزار ناله نوشتيم به چاه قاصدكان كه تشنه ايم و منعكس از صداي يك رخداد
تو اي تمام حادثه در نفير زمين بدم به صور عدل تا به رستاخيز بگو قيام آينه ها يي كه در راه اند ِببَند ِبكش همه ء انكار و مكر زمين اگر چه هنوز مسخ گردشش هستيم اگر چه به اكتشاف خويش سر درگم ولي يكي در تلالو روز بي ترديد تمام گردش اجرام بدور اوست يكي به رستگاري خورشيد آگاه است يكي هميشه بوده و يكي.. مي ماند يكي هميشه باشد يكي ...مي آيد
to the redemption of light
إلى الخلاص من ضوء
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 23:34 توسط ایمان comment |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|